أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
96
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
بگردانيدند و بدل كردند آنكسانى كه ستم كردند و گفتهاند كه : مراد بظلم اينجا كفر است آن گفتار را كه ايشان را گفته بودند كه بگوئيد ؛ آن را بدل كردند و بجاى آن كه ايشان را گفته بود كه « حطّة » گويند تا كفّارهء گناه ايشان بود گفتهاند كه « حنطة فى شعير » بر طريق استهزا ، و قولى ديگر آنست كه « هتا سمقاتا » گفتند كه بلغت ايشان گندم سرخ بود و آنچه ايشان را گفتند : ازين در تنگ در شويد تا پشت خم كنيد از بهر تواضع بدل كردند بعضى بدرهاى فراخ رفتند و راه بگردانيدند و بعضى ديگر بدرهاى تنگ شدند و به پشت در شدند ، چون چنين كردند فرو فرستاديم بر آنكسانى كه ستم كردند يعنى برايشان عذابى از آسمان ، گفتهاند كه : طاعون بود تا بيك ساعت از ايشان هفتاد هزار مرد هلاك شدند بسبب آن فسق كه كردند و از فرمان خداى بيرون آمدند و مراد به فسق اينجايگاه كفر است . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 60 ] وَ إِذِ اسْتَسْقى مُوسى لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ كُلُوا وَ اشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ ( 60 ) اين آيات هم قصّه و احوال ايشانست در تيه چون از كار سايه و طعام فارغ شدند گفتند : يا رسول اللّه ما را آب بايد ، موسى عليه السّلام براى ايشان آب خواست ميگويد كه : ياد كن چون موسى از بهر قوم خويش آب خواست ما گفتيم موسى را كه : اى موسى عصاى خود بدان سنگ زن موسى عصاى خود را بر آن سنگ زد ، از آن سنگ دوازده چشمه آب روان گشت و ايشان دوازده سبط بودند هر سبطى را چشمهء معيّن بود كه هر يك سبطى از آن اسباط چشمهء خود شناختندى ، گفتيم : ايشان را كه بخوريد و بياشاميد از روزئى كه خداى شما را داده است از آب و ترانگبين و سمانه و در زمين فساد مكنيد و از عصيان خداى دور شويد و نعمت او را شكر كنيد . و اين عصا آن بود كه شعيب عليه السّلام بموسى داده بود در آن وقت كه وى را شبانى ميفرمود ، و گفتهاند كه : آن عصا او را از آدم عليه السّلام بميراث رسيده بود ، و آن عصا آن بود كه آدم او را از بهشت به زمين آورد و آن را دو شعبه بود و چون شب درآمدى ازو چون